عروسك خيمه شب بازى امى سرش را از دست مى دهد.بنابراين امى از خانواده اش  مى خواهد يكى ديگر برايش بخرند.پدرش اسلپى را برايش ميخرد.اسلپى يك كمى زشت است اما حداقل سرش سر جايش است! امى دوست دارد نمايش هميشگى اش را تمرين كند .مثل اين است كه اين عروسك مى داند چه در ذهن امى ميگذرد و خودش شروع به حركت ميكند. خيلى به آنها خوش ميگذرد تا اينكه اسلپى شروع به اجراى نمايش خودش ميكند.يك اجراى ترسناك كه اصلا جالب نيست. اسلپى يك صاحب تازه دارد اما همان حقه هاى قديمى را ميزند.


 
دانلود فصل اول:http://uploadtak.com/images/f4372___.pdf

دانلود فصل دوم:DHD.pdf

دانلود فصل یک و دو:به_نام_خدا.pdf